السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
90
تفسير الميزان ( فارسي )
« * ( وَلا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ، حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فِيه ) * . . . » در اين جمله مسلمين را نهى مىكند از قتال در مسجد الحرام ، براى اينكه حرمت مسجد الحرام را حفظ كرده باشند ، و ضمير در ( فيه ) به مكان برمىگردد گو اينكه كلمه ( مكان ) قبلا به ميان نيامده بود ، اما كلمه ( مسجد الحرام ) بر آن دلالت مىكند . * ( « فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * كلمه ( انتهاء ) به معناى امتناع و خوددارى از عملى است ، و منظور در اينجا خوددارى از مطلق جنگ در كنار مسجد الحرام است ، نه خوددارى از مطلق قتال بعد از مسلمان شدن دشمن و به اطاعت اسلام درآمدن ، چون عهده دار اين معنا جمله : « * ( فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ ) * . . . » است ، و اما جمله ( انتهوا ) اول ، قيدى است كه به نزديكترين جمله ها برمىگردد ، يعنى جمله * ( ( وَلا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) ) * ، و بنا بر اين هر يك از دو جمله يعنى جمله : * ( « فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّه » ) * و جمله : * ( « فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ » ) * ، قيد كلام متصل به خودش مىباشد ، و ديگر تكرارى هم در كلام نشده . و در جمله * ( « فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * سبب در جاى مسبب به كار رفته تا علت حكم را بيان كند ( چون جاى آن بود كه بفرمايد اگر دست برداشتند شما هم دست برداريد ) . * ( « وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّه » ) * اين آيه همانطور كه قبلا گفتيم مدت قتال را تحديد مىكند ، و كلمه فتنه در لسان اين آيات به معناى شرك است ، به اينكه بتى براى خود اتخاذ كنند ، و آن را بپرستند ، آن طور كه مشركين مكه مردم را وادار به آن مىكردند ، دليل اينكه گفتيم فتنه به معناى شرك است جمله : * ( « وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّه » ) * است ، و آيه مورد بحث نظير آيه : « وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ، . . . وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّه مَوْلاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلى وَنِعْمَ النَّصِيرُ » « 1 » است كه مىفرمايد با مشركين قتال كنيد تا زمانى كه ديگر شركى باقى نماند حال اگر پشت كردند بدانيد كه سرپرست شما تنها خداست ، كه چه خوب سرپرست و چه خوب ياورى است . و آيه نامبرده اين دلالت را دارد كه قبل از قتال بايد مردم را دعوت كرد ، اگر دعوت را پذيرفتند كه قتالى نيست ، و اگر دعوت را رد كردند آن وقت ديگر ولايتى ندارند ، يعنى ديگر خدا كه نعم الولى و نعم النصير است ولى و سرپرست ايشان نيست و ديگر ياريشان نمىكند ، چون خدا تنها بندگان مؤمن خود را يارى مىفرمايد . و معلوم است كه منظور از قتال اين است كه دين براى خدا به تنهايى شود و قتالى كه
--> ( 1 ) سوره انفال آيه 40